نیمچه وکیل ....!
رفتم ورامین ... واسه ادامه ی کارای انتقالی که معاون نبود .... در عوض کلی خوش گذشت ..... با نگین رفتیم ... بچه ها که دیدنم دیگه دانشکده داشت منفجر میشد خیلی دلم تنگ شده بود واسشون ..... دیگه همه کلاساشونو تعطیل کردنو نرفتن و دور هم بودیم .... شادی ٬ شکوفه ٬ ارسلان ٬ حامد ٬ سارا ٬ اشکان ٬ فردی معروف به پشه ساناز ٬ بیتا و ..... کلی دلمون واسه هم تنگ شده بود..... کلی هم اصرار دارن که برگردم یونیه خودمون ..... ولی باز ۲ دلم .... ............ رفتیم ملک اسمشو شنیدم کلی خندم گرفت ..... تو این مدت که اونجا نبودم .. چه رستورانایی باز شده عجیبن غریبا ..... بعد از ظهر بازگشتم به خانه ... !!!!!!!! به این صورت.... احتمالا هفته ی دیگه باز میرم که معاونو ببینم ..... .................. فردا هم با هانی قراره بریم کوووووووووووووووووووووووووووه ساعت ۷ باید بیدار شم این قسمتش خیلی سخت میباشد ..... ولی بسی حال میده ..هوا سرد ... میخوایم اورستو فتح کنیم به امید خدا .............. ............ روزای قشنگی هستند بسی ..... اگه زمین هم سفید شود قشنگ تر میشوند .............. ریزش سکوت و برف ٬ گم میشود ....... همه جا ٬ سفید سفید ! اسمان و زمین . انگار یکرنگ شده اند .....! ******************************** منبع > مجله ی موفقیت - ایدا شاکر . انگار قرار نیست این بارون تبدیل به برف بشه ..... وای خدای من .. این تصویر محشره ... فوق العادست ........! چی میشد الان اونجا بودم ..... ۵ شنبه روز بسی عالی یی بود .......! ........ ۴ شنبه تولد ارین خان بود و همگی جمع بودیم ..... به قدری رقصید این فینگیلی که زودی خوابش برد ........ بسی خوش بگذشت .....! منم از فرصت استفاده کرده بودم و دوستامو دعوت کرده بودم .... شیوا .. سارا.. هانی و نگین ... جمع ما جدا بود .... خیلی چیزا از ادما ....... از اینکه پشت ظاهر همشون اون چیزی که نشون میدن نیستن ..... ! همچنین از دنیا ....... باید بیشتر بدونم .... خیلی بیشتر از حالا .. ! امروز روزی متفاوت تر از پارسال بود ..... از روز دانشجوی پارسال ....... ! تجمعی جلوی ساختمون به راه انداخته شده بود و ما ..... از شدت ترس ..... ترس از ستاره دار شدن .... ترس از اعدام ..... اعدام برای ازادی .. به اهستگی شعار میدادیم .... در کل روزی متفاوت بود ..... ........................ ! پ*ن > با سمانه قراره بریم موزه ی ماشینای قدیمی ... خیلی دوست دارم ...... قراره باغ وحش هم بریم و در کل خوشی بگذرانیم !!!! اون خیابون خوشگله قدشان به سروها نمیرسد ....... غرورشان اما چرا !!! پی نوشت :میخواستم حراست یونی رو رو سرشون خراب کنم وقتی به چکمه هام گیر دادن .... .... این هم عکسهایی از پسمل داییه بنده ..... که ۱۸اذر روز تفلدشه ..... میشه ۱ سالش امید که همیشه شاد و پیروز و سبز باشی دلبندم .... تولدت مبارک ........! اما ..... میخواهم .... خدا را به خاطر تمام داشته هایم شکر بگویم ..... به خاطر تمام دوری هایم ازش طلب بخشش کنم ..... و .... فرصتی تازه ازش طلب کنم ....! ................. پ*ن > عکسه نینی کوچمولو رو حتما سریه بعد میذارم ......! بسی عالی بود ...... کلی رژیم غذایی بهمون داد و ماسک پوست ......! کلاسای رانندگیم به اتمام رسید ... دو -سه هفته دیگه امتحان شهریمه ..... یک مقداری میترسم .... ولی مربیم گفت نترس .... خیلی کارت خوبه و دفه ی اول قبولی .... ۱۸ اذرتولد پسر داییه ماهمه ..... عزیزززززززززززززززززززززززززم ..... میشه ۱ سالش ....... باورت نمیشه ما این نینی رو نمیتونیم ببریم تو محافل عمومی ..... چون هی ازش فیلم و عکس میگیرن و لپشو میکشن ..... بسی زیباست ......! تو پست بعدی عکسشو میذارم .... من که عاشق تفلدمممممممممممممم فهلا کمبود وقت دارم ...... اگه ندیدی حتما بهت پیشنهادش میکنم ..... با محیا در کنار هم به سر میبریم ..... چون دلم نمیخواد برم زندان ..... امروز کلاس رانندگی فوق العاده بود .. توی بارون .... هرچند زیاد باران را نمیپسندم و عاشق پیشه ی برفم .... ولی امروز ی حال و هوای دیگه ای بود .. حس قشنگی داشتم .... قراره ی پیکان هم با همدستیه رامین خان بخریمو مسافرکشی کنیم ....... ............. ! فردا ایین دادرسی دارم .... باید ی دادخواست و ی اظهارنامه بنوسیم و ببریم و بنده فهلا هیچ کاری نکردم ..... از صبح که بیدار شدم نشستم کنار شومینه و دارم نسکافه میل میکنم و اهنگ گوش میدم .... بهدشم که رانندگی .... الانم دارم چای میخورم ... کنار پنجره .. هوای کمی سرد .... بسی میچسبد فردا هم ی ۰ بزرگ میدهد بهم استاد ......!
یونیه خودم .....
٬ حسام ٬
واسه صرف ناهار .............
( به قول استاد ایین دادرسیم )
!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
ما ی طرف تولد داشتیم اونا هم ی طرف دیگه ..... ![]()
!
![]()
![]()

![]()
.............
رو قدم زنان اومدیم پایین با سمانه .. بسی لذت بردیم ......! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
!!!!!!!
![]()

![]()
و این ساعات دلچسب از بینیمان در می اید ....
!!
| Design By : Night Skin |



